با مدعی بگوی که ما خود شکسته ایم محتاج نیست پنجه که با ما درافکنی...
باز هم نور همیشگی درخشید. با آرامش لبخند زد: البته...
تو همان نوری که از آغاز، راهت روشن است
من همین تاریکی محضم، که محتاجم به نور...
#محمد-سلطانی

« Dr.Zizi » 

برچسب:
نویسنده: مانی کاشانی